خلاصه داستان:
در قلب ویرانههای یک منطقه جنگی، سه سرباز ایرانی که در عملیاتی شناسایی گرفتار شدهاند، در محاصرهای نابرابر به چنگ نیروهای تکفیری میافتند. تسلیمِ تاکتیکیِ نفر سوم برای نجات جان همرزمانش، دیری نمیپاید؛ چرا که سوله متروکه به قربانگاهی برای شکنجههای روانی و فیزیکی بدل میشود.
با شهادت یکی از سربازان زیر ضربات شکنجه، فرماندهیِ سادیسمیِ داعش، تصمیم میگیرد برای ارضایِ عطشِ قدرتنمایی خود، بازیِ مرگبار و تحقیرآمیزی را به سبکِ «دوئلهایِ اسیرکشیِ ویتنام» به راه بیندازد. در حالی که مرگ بر دو سرباز باقیمانده سایه افکنده است، آنها با تکیه بر درکِ متقابل، انضباطِ نظامی و شناختِ دقیقِ نقاطِ کورِ سوله، در لحظهای که فکر میکنند همهچیز تمام شده، با یک عملیاتِ انتحاری و هوشمندانه، جریانِ بازی را تغییر داده و از یک «شکار»، به «شکارچی» تبدیل میشوند. این آغازِ نبردی است که در فضای محدودِ سوله، تنها یک برنده خواهد داشت.
تیزر فیلم آخرین شانس
نقش امیر اکبرپور برنجی (مدیر کمیته هنرهای رزمی سینمایی ) در این فیلم
«آخرین شانس»؛ تجلی تخصص در قلبِ سینمای اکشن
فیلم کوتاه «آخرین شانس»، نقطه عطفی در مسیر حرفهای «امیر اکبرپور برنجی» به عنوان یک فیلمسازِ اکشن است؛ پروژهای که او در آن نه تنها به عنوان یکی از بازیگر اصلی، بلکه به عنوان یکی از ارکان اصلی تیم تولید در کنار تهیهکننده (امید برزگر) و کارگردان (مهدی تقیپور) حضور داشته است. این اثر که با مدیریتِ او در بخشهای کلیدی تولید به ثمر نشسته، نمونهای بارز از توانمندی در مدیریت پروژههای سینمایی با تکیه بر دانش فنی و خلاقیت است.
طراحی و کارگردانی اکشن
او با رویکردی مهندسیشده، فرآیند طراحی اکشن این پروژه را در سه فازِ دقیق پیادهسازی کرد: ابتدا با تمرینات تخصصی در فضای باشگاه، سپس با تحلیلِ محیط و استایلبندیِ حرکات با بازیگرانِ اصلی، و در نهایت با اجرایِ بینقص در روزِ تصویربرداری. این دیسیپلینِ کاری باعث شد تا در شرایط تولیدیِ محدود و مستقل، سکانسهای درگیری به شکلی باورپذیر و استاندارد اجرا شوند.
مدیریت تصویربرداری و تدوین
تسلطِ امیر بر زبانِ تصویر در مدیریت تصویربرداریِ این فیلم مشهود است؛ جایی که او با چالشِ حضورِ همزمان در دو سویِ دوربین (به عنوان بازیگر و مدیرِ تصویربرداری) روبهرو بود. این نگاهِ چندبعدی، به او اجازه داد تا با شناختِ دقیقِ زوایایِ درگیری، قابهایی پویا و تنشزا خلق کند. در مرحله پستولید، او با استفاده از نرمافزارِ تخصصی «داوینچی ریزالو»، با تدوینِ حرفهای و مدیریتِ ریتم، نبضِ داستان را در اختیار گرفت.
خلقِ سینما با نگاهی مولف
تجربه «آخرین شانس» برای او، فراتر از یک فیلمسازیِ ساده بود؛ این پروژه آزمونی بود تا او ثابت کند برای خلقِ یک اثرِ اکشنِ تأثیرگذار، پیش از هر امکاناتِ پرزرقوبرقی، دانشِ عمیق از حرکاتِ بدن، تکنیکهایِ دوربین و هنرِ تدوین لازم است. او با مدیریت این پروژه، استانداردهای جدیدی برای تولیداتِ مستقلِ اکشن تعریف کرده است؛ استانداردهایی که امروز آنها را به عنوانِ مدرس در کارگاههای آموزشیِ خود به نسل جدیدی از فیلمسازان منتقل میکند.



